جعفر حميدى

304

تاريخ اورشليم ( بيت المقدس ) ( فارسى )

53 . حيرام hiram 1 - رونقش در 1000 ق . م ، شاه صور و دوست داود و سليمان . هداياى عالى براى معبد اورشليم فرستاد ( دوم سموئيل 1105 ؛ اول پادشاهان 5 ؛ 9 ؛ 10 ، به صورت حورام : دوم تواريخ 2 ؛ 8 ؛ 9 ) . 2 - فلزگرى كه شاه حيرام براى تزيين معبد نزد سليمان فرستاده بود ( اول پادشاهان 1307 - 45 . به صورت حورام : دوم تواريخ - 4 - 11 - 22 ) ( د . م ج 1 ص 872 ) 54 . عوبيد ادوم ubide adum [ - بنده ادوم ] ، شخصى جتى در ايام داود كه تابوت عهد ، پس از وفات عزه ( پسر ابى ناداب كه چون تابوت عهد را لمس نمود خداوند بر وى غضب كرد و او به مرگ ناگهانى در فارص عزه مرد ) ، سه ماه در خانهء او بود و بدين سبب خداوند ، خانه و مايملك او را بركت داد ( اول تواريخ 13013 ، 14 ؛ دوم سموئيل 106 - 12 ) 55 . ناتان natan ، يكى از پيغمبران يهود در زمان داود و سليمان است و چون داود در مورد اورياى حتى از جادهء عدل و انصاف دور افتاد و عصيان ورزيد ، خداوند ناتان را مأمور ساخت كه وى را از قصاص و انتقام بترساند . ( ف . م . ج 6 اعلام ص 2086 ) 56 . قدرون gedrun [ عبرى - سياه ] نام امروزى آن وادى النار ، درهء عميقى در شمال بيت المقدس ميان شهر و كوه زيتون در دره قدرون يا كيدرون محلى به نام چشمهء باكره وجود دارد و از همين محل است كه داود سربازان خود را وارد اورشليم كرد . 57 . صفا safa ، تپه‌اى در مكه ، كه دنبالهء كوه ابو قبيس است ، و به فاصلهء حدود 410 متر از مروه قرار دارد . سعى بين صفا و مروه از اعمال حج مىباشد ، و در جاهليت نيز از مناسك حج بوده است . در اين دو محل دو بت سنگى - اساف esaf بر صفا و نائله naela بر مروه - وجود داشته ، و اعراب جاهلى ، در سعى بين صفا و مروه ، به هر يك از دو كوه كه مىرسيدند دست به يكى از دو بت مىزدند . در باب منشأ اين بتها روايت كرده‌اند كه اساف و نائله مرد و زنى بودند كه درون كعبه مرتكب فسق شده بودند ، و به اين جهت به سنگ مبدل شدند ، و اين دو سنگ را براى عبرت مردم بر بالاى تپه‌هاى صفا و مروه قرار دادند . با مرور زمان ، منشأ آنها فراموش شد ، و مورد پرستش واقع شدند ، تا زمان فتح مكه ، كه به امر پيغمبر اسلام دو بت را شكستند . 58 . زمزم zamzam ، چاه مقدسى در مكه ، واقع در جنوب شرقى كعبه ، مقابل زاويه‌اى كه حجر الاسود در آن قرار دارد . عمقش 42 متر است ، و گنبدى زيبا بر بالاى آن بنا شده . از آب آن زائرين خانهء خدا براى سلامتى مىنوشند ، و براى شفاى بيماران با خود مىبرند . بر طبق روايات اسلامى ، اين چاه را جبرئيل براى نجات دادن هاجر و پسرش اسماعيل ، كه در بيابان از تشنگى در شرف هلاكت بودند ، پديد آورد . بهرحال ، مسلم است كه زمزم از زمانهاى خيلى قديم مورد احترام بوده است ، و گويند در زمانهاى پيش از اسلام ايرانيان به آنجا مىآمدند . در دورهء جاهليت ، قبيلهء جرهم چاه را پر كرد . عبد المطلب ، جد پيغمبر ، محل زمزم را پيدا كرد ، و آن را حفر نمود ، و به همين جهت ، سقايت زائرين خانهء خدا مخصوص خانوادهء او گرديد .